متهم پرونده مرگ دختر جوان در آتشسوزی یک مجتمع مسکونی در غرب تهران، پس از انکارهای اولیه، در بازجوییهای تکمیلی به ایجاد آتشسوزی بر اثر بیاحتیاطی اعتراف کرد و گفت تصور نمیکرده رها کردن تهسیگارهای خاموشنشده، به حادثهای مرگبار ختم شود.
چندی قبل، زن و مردی به دادسرای امور جنایی تهران رفتند و از پسر و دختری به اتهام قتل عمد دختر جوانشان به نام «پریا» شکایت کردند.
یکی از شاکیان در توضیح ماجرا گفت: «خانهمان در برج مسکونی در غرب تهران، حوالی دریاچه چیتگر است. مدتی قبل من و همسرم برای انجام کاری از خانه بیرون آمدیم. وقتی برگشتیم، آپارتمان کناری ما آتش گرفته بود. آتشنشانان آتش را خاموش کرده بودند و به ما گفتند دخترمان بر اثر دودگرفتگی ریه برای درمان به بیمارستان منتقل شده است. متأسفانه دخترمان یک روز بعد در بیمارستان فوت کرد و پزشکان علت مرگ را دود ناشی از آتشسوزی اعلام کردند. ما همان روز از دختر و پسری که در آن آپارتمان زندگی میکردند شکایت کردیم. تا اینکه به تازگی آتشنشانی اعلام کرد آتشسوزی عمدی بوده است. الان از آن دو نفر به اتهام قتل دخترمان شکایت داریم.»
ورود کارآگاهان به پرونده
با ثبت این شکایت، پرونده به دستور قاضی سالار صنعتگر، بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران، برای رسیدگی در اختیار تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.
بررسی ماموران نشان داد خانهای که دچار آتشسوزی شده، یک سال قبل توسط یک پسر مجرد به نام «شایان» اجاره شده بود، اما به گفته همسایهها و صاحب خانه، او همراه با دختر جوانی به نام «رویا» در آن آپارتمان زندگی میکرد. همین موضوع باعث درگیری آنها با صاحب خانه و مدیر ساختمان شده بود.
دوربینها، رویا را نشان دادند
با به دست آمدن این اطلاعات، ماموران دوربینهای مداربسته محل حادثه را بازبینی کردند و دریافتند روز حادثه، رویا سراسیمه از خانه خارج میشود و لحظاتی بعد، آپارتمان آنها آتش میگیرد. همسایهها حادثه را به آتشنشانی گزارش میدهند.
در ادامه تحقیقات معلوم شد چند روز قبل از حادثه، پسر جوان وسایلش را از خانه اجارهای به خانه دیگری منتقل کرده و موضوع را به صاحب خانه اطلاع داده است، اما دختر جوان هنوز در آنجا ساکن بوده است.
بازداشت و تناقضگویی
بدین ترتیب، رویا تحت تعقیب قرار گرفت و از سوی مأموران بازداشت و به اداره پلیس منتقل شد. متهم در بازجوییها ادعا کرد در آتشسوزی نقشی نداشته و از طریق همسایهها در جریان حادثه قرار گرفته است. اما بررسی دوربینها و گفتههای همسایهها نشان داد رویا لحظاتی قبل از آتشسوزی از برج مسکونی خارج شده و بعد از خاموش شدن آتش، دوباره به محل زندگیاش بازگشته است.
اعتراف به آتشسوزی غیرعمدی
تناقضگوییها و شواهد بهدست آمده حکایت از آن داشت که دختر جوان واقعیت را نمیگوید. به همین دلیل، دوباره از او تحقیق کردند. متهم صبح دیروز برای بازجویی به دادسرای امور جنایی منتقل شد و این بار وقتی مقابل قاضی سالار صنعتگر قرار گرفت، به آتشسوزی غیرعمدی خانهاش اعتراف کرد.
دختر جوان گفت در این مدت عذاب وجدان داشته، اما آتشسوزی را عمدی انجام نداده و الان هم پشیمان است. او توضیح داد که به دلیل بیاحتیاطی خانه اش آتش گرفته است و قتل دختر همسایه را رقم زده است.
تحقیقات از متهم برای روشن شدن ابعاد دیگر این پرونده ادامه دارد.
سیگاری که جان دختر همسایه را گرفت
رویا، متهم پرونده قتل شبهعمد دختر همسایه، که تا روز گذشته هرگونه نقش در این حادثه را انکار میکرد، سرانجام روز گذشته در برابر قاضی پرونده به ارتکاب جرم اعتراف کرد.
او در اظهاراتش گفت: «هرگز تصور نمیکردم تهسیگاری که بیاحتیاطی رها کردم، باعث وقوع آتشسوزی مرگباری شود؛ حادثهای که در نهایت به جان باختن دختر همسایه انجامید.»
چرا گریه میکنی؟
به جرم قتلی دستگیر شدهام که اصلاً عمدی در کار نبود. باور کنید من دختر همسایه را نمیشناختم و حتی او را ندیده بودم. اما الان به خاطر یک سهلانگاری، به جرم قتل او دستگیر شدهام. به نظر شما نباید گریه کرد؟ زندگی من و خانوادهاش به خاطر یک اشتباه ساده نابود شد.
چه سهلانگاری کردی؟
آن روز خیلی عصبانی بودم، بهطوری که آرام و قرار نداشتم. وقتی وارد خانه شدم، برای اینکه کمی آرام شوم شروع به سیگار کشیدن کردم. سیگار به سیگار روشن میکردم و فکر کنم ۵ یا ۶ نخ سیگار کشیدم. اما بدون اینکه سیگارها را خاموش کنم، ته آنها را روی کف خانه و تشک میانداختم. بعد از دقایقی، بدون اینکه تهسیگارها را خاموش کنم، از خانه خارج شدم. ساعتی بعد از طریق همسایهها با خبر شدم خانهام آتش گرفته است. به سرعت به محل زندگیام بازگشتم و فهمیدم دختر همسایه هم مصدوم شده و به بیمارستان منتقل شده است. تا آن لحظه هیچچیز را باور نمیکردم.
چه اختلافی با نامزدت داشتی؟
شایان این خانه را به صورت مجردی اجاره کرده بود. وقتی با هم نامزد شدیم، من هم وسایلم را به خانه او آوردم و با هم شروع به زندگی کردیم. همسایهها و مدیر ساختمان از این موضوع ناراحت بودند و قرار بود ما محل زندگیمان را عوض کنیم. کمکم من و شایان با هم اختلاف پیدا کردیم و اختلافهای ما روز به روز بیشتر شد. تا اینکه شایان گفت میخواهد از من جدا شود. من باور نمیکردم که روزی او مرا تنها بگذارد، اما روز حادثه تلفنی به من گفت که وسایلش را از خانه برده و به صاحب خانه هم خبر داده است که به زودی تسویه حساب میکند. وقتی به خانه برگشتم، دیدم وسایلش را برده است. صاحب خانه هم با من تماس گرفت که خانه را تخلیه کنم تا با من تسویه حساب کند. با شایان تماس گرفتم، جواب نداد. از شدت عصبانیت، شروع به سیگار کشیدن کردم و این اتفاق افتاد. همه چیز در یک لحظه رقم خورد.
چرا روز اول دروغ گفتی؟
ترسیدم. به هر حال، یک دختر جوان در جریان این حادثه جانش را از دست داده بود و من عامل این اتفاق بودم. ترس از زندان، ترس از قصاص و موضوعات دیگر باعث شد که به آتشسوزی اعتراف نکنم. نمیتوانستم قبول کنم که یک اشتباه ساده، زندگی من و یک خانواده دیگر را نابود کرده است.
اما الان اعتراف کردی؟
بله. در این مدت، عذاب وجدان رهایم نمیکرد. شبها کابوس میدیدم و روزها هم همهاش به فکر آن دختر جوان بودم. هر بار چشمانم را میبستم، صورت آن دختر را میدیدم. به هر حال خسته شدم و تصمیم گرفتم واقعیت را بگویم تا عذاب وجدان رهایم کند.
حرف آخر؟
خیلی پشیمان هستم. من قاتل نیستم و قصد آتشسوزی هم نداشتم، اما به خاطر عصبانیت و درگیر بودن فکرم، این حادثه رقم خورد. کاش آن روز میتوانستم آرامش خود را حفظ کنم. کاش سیگار نمیکشیدم.
پس نامزدت در ماجرا نقشی نداشت؟
نه. او اصلاً در جریان آتشسوزی نبود. من مقصرم. کاش شایان هم میفهمید که رفتنش چه بلایی سر من آورد.
- منبع خبر : ضربان























Tuesday, 8 September , 2026