دختر جوان که نمیخواست اجباری ازدواج کند، فرار کرد و با اجرای نقشه خودرباییاش قصد اخاذی از خانوادهاش را داشت.
دختر جوان که نمیخواست اجباری ازدواج کند، فرار کرد و با اجرای نقشه خودرباییاش قصد اخاذی از خانوادهاش را داشت.
اوایل تیرماه مردی با حضور در پلیس آگاهی تهران شکایت کرد که دختر ۲۲سالهاش از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته و تلفن همراهش نیز خاموش است.
تحقیقات پلیسی برای یافتن دختر جوان آغاز شد. چند روز بعد شاکی دوباره به اداره پلیس تهران آمد و در اظهارات جدیدش گفت: افرادی با سیمکارتهای مختلف با من و همسرم تماس گرفته و پیامک میدهند و مدعی هستند دخترمان را ربوده و برای آزادیاش باید ۵میلیارد تومان بپردازیم در غیر این صورت او را خواهند کشت. چون دخترم به پسری علاقهمند بود و با او ازدواج نکرد گمان میکنیم آن پسر این نقشه را اجرا کرده است.
ماموران به بررسی هویت مالکان سیمکارتها پرداختند. از سویی دنبال خواستگار جوان بهعنوان مظنون پرونده هم بودند. معلوم شد سیمکارتها متعلق به دو مرد معتاد است. آنها را یافتند و مورد تحقیق قرار دادند که گفتند فردی که چهرهاش را پوشانده بود سراغشان آمد و سیمکارتهایشان را خرید و رفت.
در ادامه خواستگار نیز بازداشت شد و از او تحقیق کردند که گفت: من و این دختر در جشن تولد دوستش آشنا شدیم و کمکم ارتباطمان شکل گرفت و تصمیم به ازدواج گرفتیم. چند بار به خواستگاریاش رفتم اما خانواده او به من پاسخ منفی دادند. این اواخر میگفت خانوادهاش میخواهند او را بهزور به فرد دیگری شوهر دهند و نمیداند چه کار کند؛ بعد هم ناپدید شد.
وقتی معلوم شد حرفهای خواستگار صحت دارد او آزاد شد اما تماسهای تلفنی آدمربایان با خانواده شاکی همچنان ادامه داشت.
ماموران متوجه شدند یکی از سیمکارتها خاموش شده و دیگری در یکی از شهرستانهای غربی کشور فعال است. با پیگیری آن به خانه زوج سالخورده روستایی رسیدند. از همسایهها تحقیق کردند و معلوم شد مدتی است دختری جوان از این زوج نگهداری میکند. ماموران با هماهنگی قضایی وارد خانه شدند و دیدند پرستار زوج سالخورده همان دختر گمشده است. او را با خود به اداره پلیس تهران منتقل کردند که در اظهاراتش گفت: وقتی خانوادهام اجازه ندادند با پسر مورد علاقهام ازدواج کنم و بهزور میخواستند با فرد دیگری ازدواج کنم تصمیم گرفتم فرار کنم. با اجرای نقشه خودربایی، قصد اخاذی از خانوادهام را داشتم تا بعد سراغ پسر مورد علاقهام بروم و با هم ازدواج کنیم. سیمکارتهای دو معتاد را خریدم و با آن به خانوادهام پیام میدادم و با تغییر صدا تهدیدشان میکردم و قصد اخاذی داشتم. برای اینکه شناسایی نشوم به غرب کشور رفتم و بهعنوان پرستار خانگی از زوجی سالخورده نگهداری میکردم و در قبال آن دستمزد و جای خواب گرفتم.
سرهنگ مرتضی نثاری،معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران با تایید این خبر به جام جم گفت: خانواده شاکی وقتی اصل ماجرا را فهمیدند، دخترشان را بخشیدند و او را به
خانه بردند.
تحقیقات پلیسی برای یافتن دختر جوان آغاز شد. چند روز بعد شاکی دوباره به اداره پلیس تهران آمد و در اظهارات جدیدش گفت: افرادی با سیمکارتهای مختلف با من و همسرم تماس گرفته و پیامک میدهند و مدعی هستند دخترمان را ربوده و برای آزادیاش باید ۵میلیارد تومان بپردازیم در غیر این صورت او را خواهند کشت. چون دخترم به پسری علاقهمند بود و با او ازدواج نکرد گمان میکنیم آن پسر این نقشه را اجرا کرده است.
ماموران به بررسی هویت مالکان سیمکارتها پرداختند. از سویی دنبال خواستگار جوان بهعنوان مظنون پرونده هم بودند. معلوم شد سیمکارتها متعلق به دو مرد معتاد است. آنها را یافتند و مورد تحقیق قرار دادند که گفتند فردی که چهرهاش را پوشانده بود سراغشان آمد و سیمکارتهایشان را خرید و رفت.
در ادامه خواستگار نیز بازداشت شد و از او تحقیق کردند که گفت: من و این دختر در جشن تولد دوستش آشنا شدیم و کمکم ارتباطمان شکل گرفت و تصمیم به ازدواج گرفتیم. چند بار به خواستگاریاش رفتم اما خانواده او به من پاسخ منفی دادند. این اواخر میگفت خانوادهاش میخواهند او را بهزور به فرد دیگری شوهر دهند و نمیداند چه کار کند؛ بعد هم ناپدید شد.
وقتی معلوم شد حرفهای خواستگار صحت دارد او آزاد شد اما تماسهای تلفنی آدمربایان با خانواده شاکی همچنان ادامه داشت.
ماموران متوجه شدند یکی از سیمکارتها خاموش شده و دیگری در یکی از شهرستانهای غربی کشور فعال است. با پیگیری آن به خانه زوج سالخورده روستایی رسیدند. از همسایهها تحقیق کردند و معلوم شد مدتی است دختری جوان از این زوج نگهداری میکند. ماموران با هماهنگی قضایی وارد خانه شدند و دیدند پرستار زوج سالخورده همان دختر گمشده است. او را با خود به اداره پلیس تهران منتقل کردند که در اظهاراتش گفت: وقتی خانوادهام اجازه ندادند با پسر مورد علاقهام ازدواج کنم و بهزور میخواستند با فرد دیگری ازدواج کنم تصمیم گرفتم فرار کنم. با اجرای نقشه خودربایی، قصد اخاذی از خانوادهام را داشتم تا بعد سراغ پسر مورد علاقهام بروم و با هم ازدواج کنیم. سیمکارتهای دو معتاد را خریدم و با آن به خانوادهام پیام میدادم و با تغییر صدا تهدیدشان میکردم و قصد اخاذی داشتم. برای اینکه شناسایی نشوم به غرب کشور رفتم و بهعنوان پرستار خانگی از زوجی سالخورده نگهداری میکردم و در قبال آن دستمزد و جای خواب گرفتم.
سرهنگ مرتضی نثاری،معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران با تایید این خبر به جام جم گفت: خانواده شاکی وقتی اصل ماجرا را فهمیدند، دخترشان را بخشیدند و او را به
خانه بردند.
#ازدواج
#اخاذی
#تلفن_همراه
#سیمکارت
#خواستگار
#آدمربایان
#پرستار_خانگی
- منبع خبر : ضربان روز
https://zarabanrooz.ir/?p=5221























Tuesday, 8 September , 2026