«سمیرا» زن میانسالی است که به اتهام قتل دو زن سالخورده تحت تعقیب و دستگیر شده است. او سالها به عنوان پرستار خانگی در منازل سالمندان کار میکرده و به گفته خودش، در دو مورد به دلیل عصبانیت و مقاومت سالمندان، دست به کتککاری زده که منجر به مرگ آنان شده است . اواخر سال […]
«سمیرا» زن میانسالی است که به اتهام قتل دو زن سالخورده تحت تعقیب و دستگیر شده است. او سالها به عنوان پرستار خانگی در منازل سالمندان کار میکرده و به گفته خودش، در دو مورد به دلیل عصبانیت و مقاومت سالمندان، دست به کتککاری زده که منجر به مرگ آنان شده است .
اواخر سال گذشته، تیم پزشکی بیمارستانی در شمال تهران مرگ مشکوک زن سالخوردهای را به پلیس گزارش دادند. وقتی مأموران به بیمارستان رفتند، با جسد زن ۷۵ سالهای به نام «گوهر» روبرو شدند که آثار کبودی روی بدنش به وضوح دیده میشد.
بررسیها نشان داد زن سالخورده ساعتی قبل در حالی که به سختی نفس میکشید، از سوی فرزندانش به بیمارستان منتقل شده بود، اما تلاشهای تیم پزشکی نتیجهای نداده و وی جان باخته بود. تیم پزشکی اعلام کرد گوهر به خاطر کمبود اکسیژن و ضرب و جرح که آثارش نمایان بود، به قتل رسیده است.
پرونده در اختیار کارآگاهان اداره دهم
با اعلام خبر قتل زن سالخورده، پرونده به دستور بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران برای رسیدگی در اختیار تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.
ماموران در نخستین گام دریافتند گوهر پرستار خانگی داشته و روز حادثه، پرستار تلفنی به فرزندان وی خبر داده که مادرشان حالش بد شده است. آنها هم به خانه مادرشان رفته و او را برای درمان به بیمارستان منتقل کرده بودند.
اظهارات فرزند زن فوت شده
یکی از فرزندان گوهر گفت: «مادرمان سالخورده بود و برای انجام کارهایش نیاز به کمک داشت. ما زن میانسالی به نام سمیرا را از طریق یک دفتر خدماتی استخدام کردیم. روز حادثه، سمیرا با ما تماس گرفت و گفت حال مادرمان بد است. وقتی به خانه او رفتیم، مادرمان به سختی نفس میکشید. سمیرا گفت مادر از روی مبل روی گردنش افتاده و حالش بد شده است. ما هم باور کردیم.»
دوربین مداربسته راز را فاش کرد
ماموران در ادامه دوربین مداربسته محل زندگی زن سالخورده را بررسی کردند. دوربین صحنههایی هولناک را ثبت کرده بود. دوربین ها نشان داد سمیرا بدون هیچ بهانهای زن سالخورده را شکنجه میداده و روز حادثه نیز گلوی او را گرفته و کتکش زده است.
با به دست آمدن این اطلاعات، سمیرا به عنوان مظنون تحت تعقیب قرار گرفت، اما مشخص شد وی پس از حادثه محل زندگیاش را تغییر داده و ناپدید شده است.
ردپای قتل دیگر
در حالی که تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت، ماموران پلیس با بررسی پرونده شکایتهای مشابه، دریافتند سال ۱۴۰۰ نیز زن ۷۰ سالهای به طرز مشکوکی فوت کرده است. خانواده او از پرستار خانگیاش به نام سمیرا شکایت کرده بودند، اما پلیس در آن زمان ردی از او پیدا نکرده بود.
بدین ترتیب، زن میانسال به اتهام دو قتل تحت تعقیب قرار گرفت و در نهایت یک روز قبل، ماموران مخفیگاهش را شناسایی و او را بازداشت کردند.
اعتراف به شکنجه، انکار قتل
متهم پس از انتقال به اداره پلیس، با اظهار پشیمانی به شکنجه دو زن سالخورده که فوت کرده بودند، اعتراف کرد، اما مدعی شد که قصد قتل نداشته است.
تحقیقات از متهم برای روشن شدن ابعاد دیگر این پرونده و احتمال وجود قربانیان دیگر ادامه دارد.
پشیمان هستم
سمیرا که به اتهام قتل دو زن سالخورده بازداشت شده است، در بازجوییها به شکنجه و کتککاری آن دو اعتراف کرد، اما مدعی شد که قصد قتل نداشته است. او گفت: «به خاطر عصبانیت و مشکلات زندگی، کنترل خودم را از دست میدادم و آنها را کتک میزدم، اما تصور نمیکردم که این رفتارها باعث مرگشان شود
سمیرا، چند سال است پرستار خانگی هستی؟
از ۱۵ سال قبل، به پیشنهاد یکی از دوستان، این شغل را انتخاب کردم. فکر میکردم کار خوبی است و میتوانم زندگیام را بچرخانم.
قبل از آن چه کار میکردی؟
ابتدا در یک کارخانه بستهبندی مواد غذایی کار میکردم، اما به خاطر دستمزد کم از آنجا بیرون آمدم و شروع به دستفروشی کردم. روزهای سختی بود. تا اینکه یکی از دوستانم پیشنهاد داد پرستار خانگی شوم.
چی شد که قبول کردی؟
دوستم گفت درآمدش خوب است و کار راحتی است. گفت اگر پرستار پیرزن یا پیرمرد پولداری شوی، نانت در روغن است و آنها کمکت میکنند. من هم قبول کردم و از آن زمان به بعد، از طریق دفتر خدماتی، در خانههای افراد سالخورده مشغول به کار شدم.
چرا آنها را کتک میزدی؟
حال روحی خوبی نداشتم. به خاطر مشکلات خانوادگی همیشه عصبانی بودم. معمولاً وقتی میخواستم به آنها دارو بدهم یا کارهای نظافتی انجام دهم، مقاومت میکردند و من عصبانی میشدم و آنها را کتک میزدم تا داروهایشان را بخورند. البته من فقط همین دو پیرزنی که فوت کردند را کتک زدم. با افراد دیگری که پرستاریشان را کردم، مشکلی نداشتم چون آنها موقع دارو خوردن مقاومت نمیکردند.
پس قبول داری که به خاطر کتککاری، دو پیرزن را به قتل رساندهای؟
بله. اما من قصد قتل نداشتم. فقط میخواستم آنها از من بترسند و در برابر خواستههای من مقاومت نکنند. نمیخواستم کسی بمیرد.
فیلمهای دوربین مداربسته خانه یکی از قربانیان نشان میدهد که شما به هر بهانهای آنها را کتک میزدی. این را قبول داری؟
(سکوت طولانی، سرش را پایین میاندازد و چیزی نمیگوید)
چرا آخرین قربانی را گلویش را گرفتی؟
عصبانی شدم. یک لحظه کنترل خودم را از دست دادم.
از مرگ پیرزن اول خبر داشتی؟
بله. آن روز وقتی حالش بد شد، به خانوادهاش گفتم که از روی مبل افتاده است. آنها او را برای درمان به بیمارستان منتقل کردند و بعد از چند روز فهمیدم که فوت کرده است. خیلی ترسیدم.
بعد چی شد؟
از ترس، تلفن همراهم را خاموش کردم و محل زندگیام را تغییر دادم. مدتی کار پرستار خانگی را کنار گذاشتم تا ردی از خودم به جا نگذارم. تا اینکه دوباره از طریق دفتر خدماتی، به یک خانواده دیگر معرفی شدم.
دوباره مرتکب قتل شدی؟
تصور نمیکردم کتککاری من باعث فوت او شود اما اشتباه کردم.
دفتر خدماتی برای کار پرستاری، استعلام سوابق نمیگرفت؟
نه. فقط مدارک هویتی از من میخواستند.
متاهل هستی؟
بله. ازدواج کردم، اما وقتی فرزندم به دنیا آمد، شوهرم همراه بچهام مرا تنها گذاشت و از آن روز خبری از فرزندم ندارم.
فکر میکردی الان به اتهام دو قتل بازداشت شوی؟
نه. تصور نمیکردم کار من باعث مرگ آنها شود. اگر میدانستم، هرگز این کار را نمیکردم.
حرف آخر؟
پشیمان هستم. از ته دل پشیمانم. اگر میتوانستم به گذشته برگردم، هرگز این کارها را نمیکردم.
- منبع خبر : ضربان























Wednesday, 9 September , 2026