غلامرضا مسکنی
قاتلی که دوست صمیمی خود را به خاطر اختلاف به گمان سرقت چند ظرف عتیقه با میله آهنی به قتل رسانده و جسدش را در گونی نارنجی در پارکی در جنوب تهران رها کرده بود، در آستانه چوبه دار با بخشش اولیای دم روبرو شد. اولیای دم اعلام کردند: «قاتل توبه کرده و در زندان به دیگران کمک میکند. او را به شرط پرداخت دیه میبخشیم.» قاتل شرط را پذیرفت و از چوبه دار فاصله گرفت.
صبح روز چهارشنبه، سیام سال ۱۴۰۱، تماسی تلفنی با اداره پلیس تهران برقرار شد که مأموران را به یکی از پارکهای منطقه خزانه در جنوب تهران کشاند. فرد تماسگیرنده گفت: «در حال عبور از پارک بودم که چشمم به جسمی خونین داخل یک گونی نارنجی رنگ افتاد. دور گونی یک فرش کهنه پیچیده شده بود. کنجکاو شدم و نزدیک رفتم، اما بوی بدی از آن بیرون میآمد. احتمال میدهم جسدی داخل گونی باشد.»
تیمی از مأموران کلانتری ۱۶۱ خزانه بلافاصله به محل حادثه اعزام شدند. وقتی سر گونی را باز کردند، با جسد خونین مرد میانسالی روبرو شدند. آثار ضربه شدید به سرش نشان میداد او چند روز قبل با اصابت جسم سختی به قتل رسیده است.
هیچ مدرک هویتی روی جسد نبود
تیم جنایی در بررسی جسد، هیچ مدرک شناسایی پیدا نکرد. این فرضیه برای مأموران قوت گرفت که مقتول در محل دیگری به قتل رسیده و عامل قتل برای اینکه ردی از خود به جا نگذارد، مدارک هویتی او را برداشته و جسد را داخل گونی در این محل رها کرده است.
همزمان با ادامه تحقیقات، جسد به دستور بازپرس جنایی به پزشکی قانونی منتقل شد. پزشکی قانونی اعلام کرد چند روزی از مرگ مقتول میگذرد.
شناسایی مقتول
از سوی دیگر، مأموران پلیس پرونده افراد گمشده را بررسی کردند و به شکایتی رسیدند که اعضای یک خانواده اعلام کرده بودند پدر میانسالشان به نام «نوید» ناپدید شده است. از آنجایی که مشخصات ظاهری مقتول با نوید شباهت زیادی داشت، خانواده وی به پزشکی قانونی دعوت شدند و در آنجا جسد پدرشان را شناسایی کردند.
ردزنی تا دوستان مقتول
با شناسایی مقتول، مأموران تحقیقات خود را برای یافتن قاتل ادامه دادند. آنها دریافتند نوید روز حادثه با یکی از دوستانش به نام «رحیم» قرار داشته است. خانواده مقتول نیز تأیید کردند که پدرشان روز حادثه گفته است به خانه رحیم میرود و پس از آن ناپدید شده است.
اطلاعات بهدست آمده، پلیس را به سمت رحیم برد. تیم جنایی او را به عنوان مظنون بازداشت و به اداره پلیس منتقل کرد. اما در بررسیها مشخص شد او بیگناه است و قاتل، دوست مشترک آنها به نام «وحید» است.
اظهارات دوست مقتول
رحیم در بازجویی به مأموران گفت: «نوید دوست مشترک من و وحید بود. روز حادثه او به خانه من آمد و بعد با هم به خانه وحید رفتیم. ساعتی آنجا بودیم تا اینکه برای من کاری پیش آمد و از آنجا خارج شدم. چند ساعت بعد دوباره به خانه وحید برگشتم، اما خبری از نوید نبود. وقتی سراغش را از وحید گرفتم، گفت پس از رفتن من، او هم از آنجا رفته است.»
وی ادامه داد: «پس از این دیگر از نوید خبری نداشتم. چند روز بعد دوباره به خانه وحید رفتم. از خانهاش بوی بدی به مشام میرسید؛ آنقدر بد که قابل تحمل نبود. وحید اسپند دود کرده بود و پنجرههای خانه را باز گذاشته بود، اما بوی بد همچنان آزاردهنده بود. وقتی از او درباره بو پرسیدم، گفت بخچالش خراب شده و گوشتهای داخل آن فاسد شده است. حرفهایش را باور کردم، اما الان که فهمیدم دوستم به قتل رسیده، احتمال میدهم قاتل وحید باشد.»
دستگیری وحید و اعتراف به قتل
با به دست آمدن این اطلاعات، ماموران بلافاصله وحید را بازداشت کردند. متهم در بازجوییها با اظهار پشیمانی به قتل دوستش اعتراف کرد.
وحید در اعترافات خود گفت: «من و مقتول با هم دوست صمیمی بودیم و به خانه هم رفت و آمد داشتیم. او حتی کلید خانه مرا هم داشت و من به او اعتماد داشتم. مدتی قبل مسافرت بودم و وقتی به خانه برگشتم، متوجه شدم چند ظرف عتیقه و قیمتی که در خانه داشتم سرقت شده است. فهمیدم او در نبود من به خانهام آمده است و احتمال دادم سرقت عتیقهها کار او باشد.»
درگیری بر سر عتیقهها
وی ادامه داد: «وقتی مطمئن شدم او اموال مرا سرقت کرده، از نوید خواستم وسایلم را پس دهد، اما او قبول نمیکرد. روز حادثه وقتی به خانهام آمد و تنها شدیم، دوباره سر همین موضوع با هم مشاجره کردیم. هر چقدر اصرار کردم، قبول نکرد. با هم درگیر شدیم. وقتی درگیری بالا گرفت، عصبانی شدم و با میله آهنی که در خانه داشتم، ضربهای به سرش زدم. او خونین روی زمین افتاد.»
پنهان کردن جسد و انتقال به پارک
قاتل ادامه داد: «از ترس جسد را در خانهام مخفی کردم. پشیمان شده بودم و نمیدانستم با جسد دوستم چه کار کنم. چند روز بعد، رحیم دوباره به خانهام آمد و متوجه بوی بد شد. ترسیدم راز قتل برملا شود. تصمیم گرفتم جسد را داخل گونی بگذارم و فرش کهنهای دور آن بپیچم و به بیرون منتقل کنم. من قصد قتل نداشتم و الان از ته دل پشیمان هستم.»
محاکمه و حکم قصاص
متهم پس از اعتراف و بازسازی صحنه قتل، راهی زندان شد. مدتی بعد در دادگاه کیفری یک استان تهران به جرم قتل محاکمه و به قصاص محکوم شد. اولیای دم درخواست قصاص دادند و حکم قصاص نیز پس از تأیید در دیوان عالی کشور، برای سیر مراحل اجرا به شعبه دوم اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران ارسال شد. قاتل در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت و نفسهایش به شماره افتاد.
تلاش تیم صلح و سازش برای بخشش
در حالی که نام قاتل در لیست قصاصیها قرار گرفته بود، واحد صلح و سازش دادسرای امور جنایی به سرپرستی قاضی شهریاری، سرپرست دادسرا، با برگزاری جلسات متعدد صلح و سازش، تلاش زیادی کردند تا از اولیای دم رضایت بگیرند.
تلاشهای تیم صلح و سازش ادامه داشت تا اینکه چند روز قبل، اولیای دم به شعبه اجرای احکام رفتند و اعلام کردند از قصاص قاتل گذشت کردهاند، اما او باید دیه مقتول را پرداخت کند.
شرط اولیای دم و نجات قاتل از چوبه دار
یکی از اولیای دم در این باره گفت: «ما تصمیم داشتیم قاتل را قصاص کنیم، اما وقتی فهمیدیم او توبه کرده و در زندان به دیگران کمک میکند، از قصاصش صرف نظر کردیم. ما به او یک ماه مهلت میدهیم تا دیه را فراهم کند. اگر در این فرصت دیه را پرداخت نکند، حکم قصاص اجرا خواهد شد.»
متهم و خانوادهاش شرط اولیای دم را پذیرفتند و بدین ترتیب، قاتل از چوبه دار فاصله گرفت. او به زودی از جنبه عمومی جرم در دادگاه محاکمه خواهد شد. پرونده همچنان در جریان است.
- منبع خبر : ضربان روز


























Tuesday, 9 June , 2026