غلامرضا مسکنی قاتلی که ۱۰ سال پیش بر سر یک کیسه زباله، همسایه خود را با میله آهنی به قتل رسانده بود، پس از یک بار پای چوبه دار رفتن و با وجود تأیید حکم قصاص در دیوان عالی کشور، با اقدامی خداپسندانه از مرگ نجات یافت. اولیای قاتل را به شرطی بخشیدند که پس از آزادی از زندان، به مناطق آسیب‌دیده از جنگ برود و در بازسازی خانه‌های تخریب‌شده و کمک به خانواده‌های جنگ‌زده کمک کند . متهم به زودی با طی مراحل قانونی از زندان آزاد می شود تا شرط اولیای دم را اجرا کند .

غلامرضا مسکنی

قاتلی که ۱۰ سال پیش بر سر یک کیسه زباله، همسایه خود را با میله آهنی به قتل رسانده بود، پس از یک بار پای چوبه دار رفتن و با وجود تأیید حکم قصاص در دیوان عالی کشور، با اقدامی خداپسندانه از مرگ نجات یافت. اولیای قاتل را به شرطی بخشیدند که پس از آزادی از زندان، به مناطق آسیب‌دیده از جنگ برود و در بازسازی خانه‌های تخریب‌شده و کمک به خانواده‌های جنگ‌زده کمک کند . متهم به زودی با طی مراحل قانونی از زندان آزاد می شود تا شرط اولیای دم را اجرا کند .

روز سه‌شنبه، بیست و سوم آذر ماه سال ۹۵، مأموران پلیس تهران با تماس تلفنی شهروندی از درگیری خونینی در یکی از محله‌های اطراف تهران باخبر شدند و راهی محل گردیدند. بررسی‌های مأموران نشان داد لحظاتی قبل، دو مرد همسایه به خاطر زباله‌های ساختمانی با هم درگیر شده بودند که در جریان آن، یکی از آنها به نام «حمید» ۳۴ ساله به شدت زخمی و برای درمان به بیمارستان منتقل شد. ساعتی بعد، خبر مرگ او از بیمارستان اعلام شد. کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی، «بهزاد» همسایه مقتول را به عنوان قاتل شناسایی کردند. او ۲۴ ساعت بعد خود را تسلیم پلیس کرد و به قتل اعتراف نمود. بهزاد به قصاص محکوم شد و دو بار پای چوبه دار رفت، اما در اقدامی خداپسندانه، اولیای دم با شرطی او را بخشیدند: «قاتل پس از آزادی به مناطق آسیب‌دیده از جنگ برود و به بازسازی خانه‌های تخریب‌شده کمک کند.»

 

روز سه‌شنبه، بیست و سوم آذر ماه سال ۹۵، مأموران پلیس تهران تماسی تلفنی از سوی یک شهروند دریافت کردند. خبر از درگیری خونینی در یکی از محله‌های اطراف تهران داشت. مأموران بلافاصله راهی محل شدند.

بررسی‌های اولیه نشان می‌داد لحظاتی قبل، دو مرد همسایه به خاطر زباله‌های ساختمانی با یکدیگر درگیر شده‌اند. در جریان این درگیری، یکی از آنها به نام «حمید» ۳۴ ساله به شدت زخمی شده و برای درمان به بیمارستان منتقل شده است.

از زخمی شدن تا مرگ

در حالی که تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت، خبر تلخی از بیمارستان رسید. تیم پزشکی اعلام کرد حمید بر اثر اصابت جسم سختی به سرش جان خود را از دست داده است.

با اعلام خبر مرگ مرد جوان، پرونده به دستور بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی در اختیار تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت قرار گرفت.

ریشه اختلاف؛ بوی بد زباله

تحقیقات میدانی حکایت از آن داشت که عامل قتل، مرد ۳۷ ساله‌ای به نام «بهزاد» است؛ او به خاطر کیسه زباله‌ای که حمید در کنار ساختمان رها کرده بود، با ضربه میله آهنی او را به قتل رسانده است.

یکی از شاهدان به مأموران گفت: «بهزاد و حمید هر دو همسایه هستند. اختلاف آنها به خاطر بوی بد زباله‌هایی بود که حمید کنار ساختمان رها می‌کرد. بهزاد بارها به حمید تذکر داده بود که کیسه زباله‌های خانه‌اش را کنار ساختمان رها نکند و آن را به سطل زباله سرکوچه بیندازد، اما حمید توجهی نمی‌کرد. بوی نامطبوع زباله، باعث گلایه همسایه‌ها هم شده بود. ما چند باری شاهد مشاجره و درگیری آنها بودیم.»

شاهد ادامه داد: «روز حادثه هم آن دو نفر دوباره سر همین موضوع با هم مشاجره کردند. وقتی درگیری آنها بالا گرفت، ناگهان بهزاد میله آهنی را که کنار باغچه افتاده بود برداشت و ضربه‌ای به سر حمید زد. او خونین روی زمین افتاد و ضارب هم از ترس فرار کرد.»

تسلیم شدن قاتل پس از ۲۴ ساعت

با شناسایی قاتل، مأموران بهزاد را تحت تعقیب قرار دادند، اما مشخص شد او از محل زندگی‌اش فرار کرده است. تحقیقات برای دستگیری وی ادامه داشت که ۲۴ ساعت بعد، متهم به کلانتری رفت و خود را تسلیم پلیس کرد و به قتل اعتراف نمود.

بهزاد با اظهار پشیمانی در توضیح ماجرا گفت: «من قصد قتل او را نداشتم. قبل از این هم بارها با هم مشاجره کرده بودیم که با میانجیگری همسایه‌ها ختم به خیر می‌شد. او همیشه کیسه زباله‌هایش را کنار ساختمان رها می‌کرد. روز حادثه هم وقتی دیدم کیسه زباله را رها کرده، با هم مشاجره لفظی کردیم. حرف‌های او مرا خیلی عصبانی کرد. هلش دادم و زمین خورد. در همین لحظه، چشمم به میله آهنی کنار باغچه افتاد. یک لحظه کنترل خود را از دست دادم، میله را برداشتم و ضربه‌ای به سرش زدم.»

عذاب وجدان و معرفی خود

قاتل ادامه داد: «وقتی خونین روی زمین افتاد، تصور نمی‌کردم ضربه من باعث مرگش شود. اما او بی‌هوش شد و من هم از ترس فرار کردم. در این ۲۴ ساعت دعا می‌کردم خوب شود. اما وقتی شنیدم فوت کرده، عذاب وجدان به سراغم آمد. نتوانستم طاقت بیاورم و تصمیم گرفتم خودم را معرفی کنم.»

 

محکومیت به قصاص و پای چوبه دار رفتن

قاتل پس از اعتراف و بازسازی صحنه قتل، راهی زندان شد. مدتی بعد، با تکمیل و صدور کیفرخواست پرونده ، او در دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه حاضر شد. در جلسه دادگاه، اولیای دم برای متهم درخواست قصاص دادند.

قاتل با اظهار پشیمانی، ماجرای خونین را شرح داد و به قتل اعتراف کرد. هیئت قضایی نیز او را به جرم قتل عمد به قصاص محکوم کردند. رأی دادگاه پس از تأیید در دیوان عالی کشور، برای سیر مراحل اجرای حکم به شعبه اجرای احکام دادسرا فرستاده شد.

در چنین شرایطی نام قاتل در لیست افراد قصاصی قرار گرفت و نفس‌هایش به شماره افتاد.

تلاش واحد صلح و سازش و نخستین بخشش

سپس واحد صلح و سازش دادسرای امور جنایی تهران با برگزاری جلسات متعدد، تلاش کرد رضایت اولیای دم را جلب کند، اما در ابتدا موفق نشد. بهزاد چندی قبل برای اولین بار پای چوبه دار رفت. طناب به گردنش آویخته شده بود که با پادرمیانی مددکاران زندان و تیم صلح و سازش، اولیای دم اعلام کردند به قاتل مهلت می‌دهند تا در فرصت بعدی تصمیم قطعی خود را اعلام کنند.

بدین ترتیب، طناب دار از گردن قاتل برداشته شد و وی به سلولش بازگشت. اما سایه مرگ همچنان بر سر او سنگینی می‌کرد و قاتل در انتظار چوبه دار، روزهای سخت خود را در زندان سپری می‌کرد.

نذر خانوادگی که مسیر پرونده را تغییر داد

میانجیگری‌های واحد صلح و سازش و پادرمیانی بزرگان و ریش‌سفیدان ادامه داشت، اما اولیای دم همچنان بر اجرای حکم اصرار می‌کردند. تا اینکه چندی قبل، برادر و برادرزاده‌های قاتل نذر کردند برای جلب رضایت اولیای دم، به صورت داوطلبانه به افراد گرفتار در جنگ تحمیلی سوم کمک کنند.

آنها داوطلبانه در گروه‌های امدادی به کمک افراد جنگ‌زده رفتند. این اقدام خداپسندانه، مسیر پرونده را تغییر داد.

بخشش با شرط کمک به جنگ‌زدگان

وقتی اولیای دم از نذر این خانواده مطلع شدند، تصمیم جدیدی گرفتند. آنها به ریش‌سفیدان و بزرگان خانواده قاتل اعلام کردند قصد دارند با شروطی به قاتل زندگی دوباره بدهند.

بدین ترتیب، نور امید به زندگی در دل خانواده متهم زنده شد. واحد صلح و سازش و بزرگان تلاش کردند با برگزاری جلساتی، دو خانواده را به هم نزدیک کنند.

یکی از اولیای دم در جلسه صلح و سازش درباره شرط خود گفت: «ما تصمیم داشتیم حکم قصاص قاتل را اجرا کنیم، اما وقتی از نذر بستگان نزدیکشان مطلع شدیم، نظرمان عوض شد. الان به شرطی او را می‌بخشیم که قاتل پس از آزادی به مناطق آسیب‌دیده از جنگ تحمیلی سوم برود و به خانواده‌هایی که خانه‌هایشان در اثر بمباران تخریب شده، کمک مالی کند. او باید در بازسازی منازل آسیب‌دیده کمک کند و در حد توان وسایل ضروری آنها را تهیه کند. اگر او و خانواده‌اش این شرط را بپذیرند، ما هم حاضریم او را ببخشیم.»

قاتل به زندگی بازگشت

شرط خانواده مقتول از سوی خانواده قاتل پذیرفته شد. آنها تعهد دادند که در کمک به آسیب‌دیدگان جنگ کوتاهی نکنند. بدین ترتیب، قاتلی که نفس‌هایش به شماره افتاده بود، با اقدام خداپسندانه اولیای دم به زندگی دوباره بازگشت.

او به زودی، با طی مراحل قانونی پس از  ۱۰ سال حبس، از زندان آزاد می‌شود تا شرط اولیای دم را اجرا کند.

  • منبع خبر : ضربان روز