چهار سال از قتل کارگر جوان پمپ بنزین در جنوب تهران بدست پسر جوانی می گذرد و قاتل فراری که به ترکیه گریخته هنوز فراری است اما به صورت غیابی محاکمه و به قصاص محکوم شد . پدر مقتول تا دیروز بر قصاص اصرار داشت، اما صبح دیروز در جلسه صلح و سازش تصمیم گرفت با گرفتن وجه المصالحه، قاتل را ببخشد. قاتل اصلی پرونده همچنان در ترکیه فراری است و با وجود بخشش از جنبه خصوصی، پرونده برای رسیدگی به جنبه عمومی جرم همچنان باز است.
روز سهشنبه، چهارم مهرماه سال ۱۴۰۲، مأموران پلیس تهران از درگیری خونین چند مرد در یکی از پمپ بنزینهای محله خزانه باخبر شدند. تیمی از مأموران کلانتری ۱۶۰ خزانه راهی محل شدند.
ماموران در آنجا با پیکر خونین مرد جوانی به نام «مسعود» روبرو شدند که به گفته صاحب پمپ بنزین، یکی از کارکنان آن جایگاه بود. او در جریان درگیری با چند اراذل و اوباش به شدت زخمی شده بود. مسعود به سختی نفس میکشید و در پرتگاه مرگ قرار داشت که برای درمان به بیمارستان منتقل شد، اما ساعتی بعد تیم پزشکی اعلام کرد تلاش برای نجات جان او نتیجهای نداشته و وی بر اثر شدت جراحات فوت کرده است.
نقشه شوم مجتبی فلافل
تحقیقات تیم جنایی نشان داد روز حادثه، «مجتبی فلافل» که از اوباش معروف آن منطقه است، همراه دختر مورد علاقهاش «فریبا» سوار بر خودروی پژو ۲۰۶ برای زدن بنزین به پمپ بنزین رفته بود. مجتبی کارت بنزین نداشت و از کارگر پمپ بنزین درخواست کارت کرد، اما مسعود از او خواست کمی صبور باشد چون رانندگان دیگر در حال بنزین زدن هستند.
مجتبی عصبانی شد و با برادرش تماس گرفت و از او خواست که کارت بنزین بیاورد. دقایقی بعد، برادرش «حمید» همراه یکی از دوستانش به پمپ بنزین رسیدند، اما هیچ کارت بنزینی همراه نداشتند. مجتبی که به شدت عصبانی بود، کارت راننده تاکسی که در حال زدن بنزین به خودرویش بود را برداشت و همین موضوع باعث اعتراض راننده تاکسی شد.
در این لحظه، مسعود کارگر پمپ بنزین به مجتبی اعتراض و با او مشاجره کرد. مجتبی، برادرش و دوست آنها با مسعود درگیر شدند و او را با ضربات چاقو زخمی و به قتل رساندند.
فرار متهمان به ترکیه
با به دست آمدن این اطلاعات، ماموران سه متهم و دختر جوان را تحت تعقیب قرار دادند. بررسیها نشان داد متهمان همگی پس از حادثه محل زندگیشان را ترک کرده و به مکان نامعلومی گریختهاند. در ادامه بررسیها مشخص شد همگی به صورت غیرقانونی از کشور خارج و به ترکیه رفتهاند.
سرنوشت غمانگیز متهمان در فرار
پس از فرار، هر یک از متهمان به سرنوشت خاصی دچار شدند. برادر مجتبی که به گفته شاهدان ضربات کاری و مرگبار را به مقتول وارد کرده بود، پس از رفتن به ترکیه ردی از خود به جا نگذاشت. مجتبی همراه دختر مورد علاقهاش پس از روبرو شدن با مشکلاتی در ترکیه، از آن کشور خارج و پس از عبور از ایران به افغانستان گریخت.
دوست قاتل که احتمال میداد در دام ماموران ترکیه گرفتار شود و به ایران بازگردانده شود، تصمیم گرفت به صورت غیرقانونی از ترکیه به آلمان برود. اما در خط مرزی با شلیک گلوله ماموران مرزبانی ترکیه هدف قرار گرفت و به قتل رسید. جسد او پس از تشریفات قانونی به خانوادهاش در تهران تحویل داده شد.
بازگشت و دستگیری متهمان
کارآگاهان جنایی در ادامه تحقیقات دریافتند فریبا به ایران بازگشته است و او را بازداشت کردند. فریبا در بازجوییها اعلام کرد روز حادثه شاهد درگیری بوده و دیده است که ضربات اصلی را حمید (برادر مجتبی) زده است.
پس از مدتی، به ماموران خبر رسید که مجتبی نیز از افغانستان به ایران بازگشته و قصد دارد دوباره به ترکیه فرار کند. مأموران او را غافلگیر و بازداشت کردند. متهم در بازجوییها به درگیری مرگبار با کارگر پمپ بنزین اعتراف کرد، اما گفت ضربات اصلی را برادرش حمید زده است.
اعترافات متهم و محکومیت
مجتبی در بازجویی گفت: «آن روز مست بودم و همراه دختر مورد علاقهام به پمپ بنزین رفتم. عجله داشتم خودرویم را بنزین بزنم که با کارگر جایگاه مشاجره کردم. وقتی حمید برادر ناتنیام همراه دوستش به جایگاه آمد، درگیری ما بیشتر شد. ما با چاقو او را زدیم، اما ضربات اصلی را برادر ناتنیام زد. پس از این حادثه ترسیدیم که قصاص نشویم و به ترکیه گریختیم. مدتی بعد مشکلی در ترکیه برایم پیش آمد و از طرفی فهمیدم دوست برادرم به دست مرزبانان ترکیه کشته شد. تصمیم گرفتم به افغانستان فرار کنم، اما در آنجا هم نتوانستم طاقت بیاورم. خیلی سختی کشیدم که به ایران بازگشتم و در نهایت دستگیر شدم.»
پس از اعتراف متهم، کارشناسان پزشکی قانونی اعلام کردند ضربه اصلی و مرگبار را حمید (برادر مجتبی فلافل) زده که هنوز هم فراری است و ماموران ردی از او در کشور ترکیه پیدا نکردند.
صدور حکم و بخشش
بازپرس جنایی پرونده را کامل و کیفرخواست متهم اصلی و همدستانش را صادر کرد و برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاد. پرونده در شعبه ۱۱ کیفری روی میز قاضی شعبه قرار گرفت و پدر مقتول برای قاتل و همدستانش درخواست اشد مجازات کرد. قضات شعبه، قاتل فراری را به صورت غیابی به قصاص محکوم کردند و مجتبی و فریبا را به زندان محکوم کردند.
حکم قصاص قاتل فراری پس از تأیید در یکی از شعبههای دیوان عالی کشور به شعبه اجرای احکام فرستاده شد.
در حالی که پرونده سیر مراحل قانونی را طی میکرد، جلسات صلح و سازش با حضور اولیای دم و خانواده قاتل در دادسرای امور جنایی برگزار شد. در نهایت، جلسات واحد صلح و سازش نتیجه نداد و صبح دیروز، پدر مقتول با گرفتن وجه المصالحه، قاتل فرزندش را بخشید.
با اقدام خداپسندانه اولیای دم، قاتل از چوبه دار نجات پیدا کرد. رسیدگی به جنبه عمومی جرم از سوی دادگاه کیفری و بازداشت قاتل فراری در دستور کار ماموران پلیس قرار دارد.
- منبع خبر : ضربان























Wednesday, 9 September , 2026