«ضربان روز» چند روز جستوجو برای پیدا کردن مرد جوانی به نام ارسلان، سرانجام با اعتراف هولناک قاتلی پایان یافت که پس از شلیک گلوله و دفن مخفیانه جسد در بیابان، به خاطر لباسهای خاکیاش لو رفت. مرد میانسال که تصور میکرد هیچ ردی از جنایت باقی نگذاشته، در حالی توسط پلیس دستگیر شد که خاک روی لباسهایش راز قتل را برملا کرد.
آغاز ماجرا با ناپدید شدن مرموز ارسلان
چند روز قبل، خانواده ارسلان با نگرانی به پلیس تهران مراجعه کردند و از ناپدید شدن ناگهانی او خبر دادند. به گفته اعضای خانواده، مرد جوان برای انجام کاری از خانه خارج شده اما دیگر بازنگشته بود.
یکی از بستگان ارسلان در تحقیقات گفت: «به همه دوستان و آشنایان سر زدیم اما هیچکس خبری از او نداشت. تلفنش خاموش بود و این موضوع ما را نگران کرد که شاید اتفاق بدی برایش افتاده باشد.»
با ثبت شکایت، پروندهای در پلیس آگاهی تشکیل شد و تحقیقات برای یافتن مرد گمشده آغاز شد.
ردپای اختلاف قدیمی در پرونده ناپدید شدن
بررسیهای اولیه کارآگاهان نشان داد ارسلان از مدتی قبل با مردی میانسال به نام کامران اختلاف داشته است. همچنین مشخص شد آخرین بار، روز حادثه، این دو نفر با هم دیده شدهاند.
همین سرنخ کافی بود تا نگاه مأموران به سمت کامران جلب شود و او به عنوان مظنون اصلی پرونده تحت تعقیب قرار گیرد.
لباسهای خاکی، قاتل را لو داد
در حالی که تحقیقات پلیس برای دستگیری مظنون ادامه داشت، مأموران پلیس اسلامشهر هنگام گشتزنی به مردی برخوردند که لباسهایش به طرز عجیبی خاکی بود و رفتارهای مضطرب و مشکوکی داشت.
مأموران او را متوقف کردند اما تناقضگوییهای مرد میانسال، شک پلیس را بیشتر کرد. بررسی هویت او نشان داد این فرد همان کامران است؛ مردی که در پرونده ناپدید شدن ارسلان تحت تعقیب قرار داشت.
اعتراف تکاندهنده به قتل
کامران پس از انتقال به پلیس آگاهی، در بازجوییها سکوتش را شکست و به قتل ارسلان اعتراف کرد.
او در توضیح ماجرا گفت: «مدتها با ارسلان اختلاف داشتم. روز حادثه او را به بهانهای به محل قرار کشاندم تا از او انتقام بگیرم. وقتی همدیگر را دیدیم، دوباره مشاجره کردیم و من عصبانی شدم. اسلحه را بیرون آوردم و به او شلیک کردم.»
دفن مخفیانه جسد در بیابانهای اطراف تهران
قاتل در ادامه اعترافاتش گفت: «بعد از قتل، چند روز نمیدانستم با جسد چه کنم. ترسیده بودم و مدام فکر میکردم چگونه از ماجرا فرار کنم. در نهایت تصمیم گرفتم جسد را در بیابانهای اطراف اسلامشهر دفن کنم تا کسی پیدایش نکند.»
او ادامه داد: «وقتی جسد را دفن میکردم لباسهایم خاکی شد. بعد از آن در راه بازگشت، مأموران به من مشکوک شدند و دستگیرم کردند. اگر لباسهایم خاکی نمیشد شاید هیچوقت گیر نمیافتادم.»
ادامه تحقیقات برای کشف جسد مرد جوان
پس از اعتراف متهم، پرونده برای ادامه تحقیقات در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت. مأموران اکنون تلاش میکنند محل دقیق دفن جسد ارسلان را شناسایی کنند.
تحقیقات درباره ابعاد این جنایت و کشف جزئیات بیشتر پرونده همچنان ادامه دارد.
#«ضربان روز»
#اسلامشهر
#تهران
- منبع خبر : ضربان روز


























Monday, 8 June , 2026