هنوز آفتاب جنوب کرمان غروب نکرده که وانت‌های سوخت‌کِش، آرام و بی‌صدا دل به جاده‌هایی می‌زنند که پایانشان یا مرز است یا مرگ‌؛ مسیرهایی طولانی و پرخطر که برای بسیاری از جوانان محروم منطقه، به تنها راه کسب درآمد تبدیل شده است.

ادیب حیدری

هنوز آفتاب جنوب کرمان غروب نکرده که وانت‌های سوخت‌کِش، آرام و بی‌صدا دل به جاده‌هایی می‌زنند که پایانشان یا مرز است یا مرگ‌؛ مسیرهایی طولانی و پرخطر که برای بسیاری از جوانان محروم منطقه، به تنها راه کسب درآمد تبدیل شده است. در میان گرد و خاک جاده‌های قلعه‌گنج تا هرمزگان و مرز پاکستان، نسل تازه‌ای از سوختبرها شکل گرفته‌اند؛ جوانانی که به جای دانشگاه و شغل پایدار، زندگی‌شان را پشت فرمان وانت‌هایی می‌گذرانند که بوی بنزین و گازوئیل از آن‌ها جدا نمی‌شود و نقشه مسیر در دست کمک‌راننده؛ جناب مرگ است.

به گزارش ایرنا، سال‌هاست جاده‌های جنوب کرمان، به‌ویژه مسیرهای منتهی به قلعه‌گنج، رودبارجنوب و مرزهای شرقی کشور، تنها مسیر رفت‌وآمد خودروها نیستند؛ این جاده‌ها برای بخشی از جوانان منطقه به راهی برای تامین معاش تبدیل شده‌اند.در مناطق کمتر برخوردار جنوب شرق کشور، ترکیب عواملی مانند بیکاری، خشکسالی، کاهش درآمدهای کشاورزی، فاصله از مراکز صنعتی و اختلاف قابل توجه قیمت سوخت در داخل و خارج از مرزها، به شکل‌گیری نوعی «اقتصاد غیررسمی مرزی» انجامیده است؛اقتصادی که اگرچه برای بسیاری از خانواده‌ها نقش منبع درآمد را دارد، اما همزمان پیامدهای اجتماعی، امنیتی و انسانی گسترده‌ای نیز ایجاد کرده است.کارشناسان مسائل اجتماعی معتقدند در مناطقی که فرصت‌های شغلیِ پایدار محدود می‌شود، مشاغل پرریسک و غیررسمی به تدریج جایگزین اشتغال مولد می‌شوند؛مشاغلی که بیشتر جوانان کم‌سن‌وسال را جذب می‌کنند، زیرا نیاز به مهارت تخصصی یا سرمایه اولیه بالا ندارند و بازگشت سریع پول، مهم‌ترین عامل تداوم آن‌هاست.

در جنوب کرمان نیز بخشی از جوانان، به‌ویژه ترک‌تحصیل‌کرده‌ها، در سال‌های اخیر به سمت سوخت‌بری رفته‌اند؛ پدیده‌ای که به گفته برخی جامعه‌شناسان، بیش از آنکه یک انتخاب باشد، نتیجه محدود شدن گزینه‌های معیشتی است.

از سوی دیگر، اختلاف قیمت سوخت میان ایران و کشورهای همسایه، زمینه سودآوری این تجارت غیررسمی را فراهم کرده است.هرچه شکاف اقتصادی و بیکاری در مناطق مرزی بیشتر شود، تمایل به فعالیت در چنین بازارهایی نیز افزایش پیدا می‌کند.

 

در این میان، فرسودگی جاده‌ها، خطر تصادف، تعقیب و گریز، استهلاک شدید خودروها و ناامنی شغلی، بخشی از واقعیت روزمره رانندگانی است که بسیاری از آنان هنوز در ابتدای جوانی قرار دارند.روایت پیش‌رو بخشی از گفت‌وگو با یک راننده جوان سوخت‌کِش است که به دلیل حساسیت موضوع خواست که‌ نام واقعی‌اش منتشر نشود؛ جوانی که در این گزارش نام‌ او را «فرزاد» خطاب می‌کنیم‌.

جاده‌ای که با مرگ شروع می‌شود

فرزاد ۱۸ سال دارد و اهل روستای چاه‌سنگی از توابع بخش مرکزی قلعه‌گنج است.او می‌گوید پنج‌ برادر هستند و از کلاس دوم راهنمایی ترک تحصیل کرده است. از همان سال‌ها وارد کار شده و حالا راننده وانت سوخت‌کش است.

فرزاد درباره مسیرهای کاری‌اش می‌گوید: اگر ساعت ۶ عصر بار بنزین بزنیم و بدون توقف حرکت کنیم، حدود ۱۲:۰۰ ظهر روز بعد به مرز پاکستان می‌رسیم. راه خیلی خطرناک و پرپیچ‌وخم است.

ما با مرگ می‌رویم و با مرگ برمی‌گردیم.

به گفته وی‌، بنزین در قلعه‌گنج هر گالن ۷۰ لیتری حدود سه میلیون و ۵۰۰ هزار تومان خریداری می‌شود؛ یعنی تقریبا هر لیتر پنجاه هزار تومان، همین گالن در نزدیکی مرز پاکستان بین چهار میلیون و ۵۰۰ تا چهار میلیون و ۹۰۰ هزار تومان به خریداران پاکستانی فروخته می‌شود.این جوان ادامه داد: پول را همان‌جا نقد می‌دهند.معمولا هر وانت آبی‌ حدود ۱۵ تا بیست بشکه بار می‌زند. بیشتر از بیست تا دیگر نمی‌شود.وی تاکید می‌کند که با وجود سود ظاهری، خطرات مسیر بسیار بالاست و افزود: این کار سود دارد، اما به خطراتش نمی‌ارزد. ولی چاره‌ای نیست؛ چون کار دیگری نیست.

وقتی گازوئیل جای بنزین را می‌گیرد

فرزاد می‌گوید این روزها بیشتر سوختی که جابه‌جا می‌کنند گازوئیل است.

 

گازوئیل را از قلعه‌گنج یا رودبار جنوب تهیه می‌کنند. هر بشکه حدود ۱۴ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان قیمت دارد و در رودبار جنوب کمی ارزان‌تر است.وی بیان کرد: بیشتر به سمت هشتبندی میناب و بخش توکهور می‌رویم. ماشین راهنما هم داریم که مراقب باشد تا به گشت نیروی انتظامی نخوریم.او توضیح می‌دهد اگر نیروهای انتظامی خودرو را متوقف کنند، ممکن است پلاک خودرو کنده شود یا خودرو و بار توقیف شود.این جوان ادامه داد: اگر گیر بیفتیم دردسرش زیاد است. پس باید فرار کنیم.وی با اشاره به اینکه در مقصد، بسته به وضعیت بازار، هر بشکه گازوئیل بین یک تا ۲ میلیون تومان سود دارد، اظهار کرد: اگر بازار خوب باشد بشکه‌ای حدود ۲ میلیون تومان سود داریم. اگر خراب باشد حدود یک میلیون تومان است.

سود کم، استهلاک زیاد

به گفته فرزاد: هزینه‌های کار بخش زیادی از این درآمد را می‌بلعد.وی ادامه داد: هر چهار سرویس باید روغن ماشین را عوض کنیم که حداقل پنج میلیون تومان هزینه دارد.استهلاک ماشین هم که بالا است.

زندگی روی لبه جاده؛ روایت سوخت‌بران جوان در جنوب کرمان

فرزاد می‌گوید بسیاری از رانندگان فقط راننده هستند و مالک خودرو نیستند. دستمزد آن‌ها برای هر سرویس بین یک و نیم تا ۲ میلیون تومان است.این راننده جوان گفت: تقریبا اندازه خرج خوراک یک ماه یک خانواده می‌شود و نه بیشتر، تازه اگر مجرد باشی شاید کافی باشد، ولی برای متأهل‌ها سخت است.وی ادامه داد: به همین دلیل، بسیاری از رانندگان آرزو دارند صاحب خودرو شوند…

رویای وانت‌های جدید

این روزها میان سوخت‌بران منطقه تب خرید وانت‌های جدید بالا گرفته است.

 

فرزاد می‌گوید وانت‌های مشکی‌رنگ جدید حدود ۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان قیمت دارند؛ حدود پانصد میلیون تومان گران‌تر از نیسان‌های آبی قدیمی خرید و فروش می‌شوند.‌امکانات بیشتری دارند. مثلا رادار ترمز دارند که اگر به ماشین جلویی نزدیک شوی خودش ترمز می‌کند. اما این برای ما خطرناک است.او توضیح می‌دهد که رانندگان سوخت‌کش معمولا با سرعت زیاد و فاصله کم در جاده حرکت می‌کنند و این سیستم برایشان دردسر ایجاد می‌کند.وی بیان کرد: با این حال، فضای بزرگ‌تر کابین و راحتی بیشتر برای مسیرهای طولانی باعث شده بسیاری از رانندگان به فکر تعویض خودرو باشند.فرزاد می‌گوید پیدا کردن گازوئیل در منطقه نسبت به گذشته سخت‌تر شده است. به گفته او، سوخت کشاورزی حالا با محدودیت بیشتری توزیع می‌شود و برای بسیاری از موتورپمپ‌ها کنتور نصب شده است.وی تصریح کرد: قبلا بهتر بود. الان براساس آبدهی موتورپمپ سوخت می‌دهند و اضافه‌ای نمی‌ماند.به گفته او حتی برخی کشاورزان به دلیل کمبود سوخت، تراکتورهای خود را می‌فروشند.

اقتصاد خاکستری جوانان مرزی

فرزاد می‌گوید بیشتر رانندگان سوخت‌کش بین ۱۸ تا ۲۴ سال سن دارند و همه تقریبا هم‌سن و سال هستیم. او برآورد می‌کند اگر سوخت به اندازه کافی پیدا شود و کار هر روز انجام شود، درآمد ماهانه یک راننده ممکن است به ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان برسد؛ آن هم در بهترین شرایط است.وی ادامه داد: اما در روزهایی که سوخت پیدا نمی‌شود یا بازار خراب است، درآمد به مراتب کمتر می‌شود.روایت فرزاد تنها داستان یک راننده ۱۸ ساله نیست؛ بازتاب بخشی از واقعیت اقتصادی و اجتماعی جنوب کرمان است، جایی که بسیاری از جوانان میان بیکاری، ترک تحصیل و نبود فرصت‌های پایدار، جاده را به عنوان محل کار انتخاب کرده‌اند.کارشناسان معتقدند تا زمانی که توسعه متوازن، اشتغال پایدار، تقویت زیرساخت‌های اقتصادی و حمایت از معیشت مناطق مرزی به طور جدی دنبال نشود، اقتصادهای غیررسمی و پرخطر همچنان برای بخشی از جامعه جذاب یا حتی اجتناب‌ناپذیر باقی خواهند ماند.در چنین شرایطی، سوخت‌بری برای بسیاری از جوانان نه یک انتخاب مطلوب، بلکه راهی برای ادامه زندگی است؛ راهی که به گفته خودشان، «با مرگ می‌روند و با مرگ برمی‌گردند و این همان همسفر بی‌رحم است.».