روزهای پایانی فروردین زنی جوان با حضور در پلیس آگاهی تهران از مردی به اتهام سوءقصد به جان پسر خردسالش و سرقت خودروی دناپلاس شکایت کرد و گفت: مدتی قبل با شهرام در یک جشن تولد خانوادگی آشنا شدم. کمکم به هم علاقهمند شدیم و ارتباطمان شکل گرفت. من از همسرم جدا شده و با پسر خردسالم زندگی میکردم. حتی تصمیم به ازدواج با شهرام گرفتم. مدتی گذشت و طلاهایم را فروختم و شهرام با پول آن و پساندازم یک خودروی دناپلاس برایم خرید اما بعد از گرفتن پول، طفره میرفت و سند آن را به نامم ثبت نمیکرد. همین باعث اختلافهایی میان ما شده بود. وی افزود: بعد از مدتی یک روز زنگ زد و خواست به خانهاش بروم تا با هم برای ثبت سند خودرو به دفترخانه برویم. قبول کردم و غافل از نقشه وی با پسر خردسالم به خانهاش رفتیم. اما بعد از نیم ساعت از حضورمان متوجه شدم سندی در کار نیست و نمیخواهد به دفترخانه برویم. با شنیدن این حرفها عصبانی شدم و با هم مشاجره کردیم. او دو ساعت من و پسرم را در خانهاش گروگان گرفت و اجازه خروجمان را نمیداد چه برسد به اینکه با من به دفترخانه بیاید و سند خودرو را ثبت کند.
Tuesday, 9 June , 2026