مرد سابقهدار که همراه همسرش از طریق یک آگهی اینترنتی برای سرایداری و مراقبت از فرزند خردسال یک دیپلمات خارجی استخدام شده بود، تنها چند روز پس از شروع کار، وسوسه سرقت یک ساعت مچی مزین به برلیان را پیدا کرد؛ ساعتی که ارزش آن حدود ۵ میلیارد تومان اعلام شده است.
اما نقشه او خیلی زود نقش بر آب شد. مأموران پلیس کمتر از ۶ ساعت پس از اعلام سرقت، مخفیگاه متهم را در اسلامشهر شناسایی و او را دستگیر کردند. در ادامه، متهم در بازجوییها به سرقت اعتراف کرد و درباره زندگی، شرایط مالی و لحظهای که چشمش به ساعت گرانقیمت افتاد، توضیح داد.
سرقت از خانه سفیر
ساعت ۱۳ روز دوازدهم مهرماه، مأموران کلانتری شهرک غرب در جریان سرقت از خانه یکی از دیپلماتهای خارجی در منطقه سعادتآباد قرار گرفتند و راهی محل شدند.
بررسیهای اولیه نشان داد خانه مسکونی سفیر فیلیپین هدف دستبرد قرار گرفته و یک ساعت مچی مزین به برلیان به ارزش تقریبی ۵ میلیارد تومان به همراه تعدادی از اشیای قیمتی به سرقت رفته است.
تحقیقات تخصصی خیلی زود یک سرنخ مهم در اختیار پلیس قرار داد؛ فردی که همراه همسرش بهعنوان سرایدار و پرستار فرزند خردسال سفیر در این خانه کار میکرد.
سرهنگ مهدی افشار، سرکلانتر دوم پلیس پیشگیری پایتخت، در تشریح این پرونده گفت: متهم و همسرش از طریق یک آگهی اینترنتی برای استخدام سرایدار شبانهروزی با حقوق ماهانه ۵۰۰ دلار به کار گرفته شده بودند.
به گفته وی، این افراد بدون ارائه گواهی سوءپیشینه استخدام شده بودند و بررسی سوابق نشان داد متهم سابقه کیفری دارد.
بر اساس اظهارات پلیس، متهم به مصرف تریاک نیز اعتیاد دارد و شهریور سال ۱۴۰۲ به اتهام سرقت از یک باشگاه ورزشی دستگیر و به ۶ ماه حبس محکوم شده بود.
مأموران پس از بهدست آوردن این سرنخ، تحقیقات برای شناسایی مخفیگاه متهم را آغاز کردند و کمتر از ۶ ساعت بعد، او را در اسلامشهر دستگیر کردند.
از کارگری در میدان ترهبار تا سرایداری خانه سفیر
متهم در بازجوییها درباره شرایط زندگی خود گفت:
کارگر میدان میوه و ترهبار بودم، اما هزینه اجاره خانه بالا رفته بود و صاحبخانه هم حکم تخلیه گرفته بود. پول پیش هم نداشتیم.
او ادامه داد:
همسرم در سایتهای اینترنتی به دنبال کار سرایداری میگشت تا حداقل بتوانیم سقفی بالای سرمان داشته باشیم. در همین جستوجو با آگهی استخدام برای سرایداری و پرستاری از فرزند سفیر روبهرو شدیم. برای مصاحبه رفتیم و هر دو قبول شدیم.
۵۰۰ دلار حقوق و خانه و غذا
متهم درباره شرایط کاری خود و همسرش گفت:
من کارهای نظافت و خرید را انجام میدادم و همسرم آشپزی و مراقبت از دختر یکساله سفیر را بر عهده داشت. ماهانه ۵۰۰ دلار حقوق میگرفتیم و علاوه بر آن، خانه و غذا هم در اختیارمان بود.
از او پرسیدیم با وجود این شرایط، چرا دست به سرقت زدی؟
متهم در پاسخ گفت:
زندگیمان شرایط خوبی پیدا کرده بود، اما طمع کردم. بدون اینکه به عواقب کارم فکر کنم، وسوسه سرقت به سراغم آمد.
لحظهای که چشمم به ساعت افتاد
متهم درباره لحظه سرقت گفت:
چند روز بیشتر از شروع کارمان نگذشته بود که مشغول تمیز کردن اتاق اختصاصی سفیر بودم. ناگهان چشمم به یک ساعت مچی افتاد که صفحه آن پر از نگینهای برلیان بود و بدنهاش هم طلا داشت.
او ادامه داد:
برق ساعت چشمم را گرفت. با خودم گفتم اگر آن را بردارم، زندگیام تا آخر عمر تضمین میشود. همین فکر باعث شد ساعت را سرقت کنم.
اما به گفته خودش، ماجرا به سرقت ساعت ختم نشد.
طمع کردم و حتی روکشهای طلایی اطراف کلید و پریزهای برق سالن را هم باز کردم و داخل جیبم گذاشتم.
کمتر از ۶ ساعت بعد دستگیری
سرقت اما برای متهم پایانی متفاوت از آنچه تصور میکرد داشت. پلیس با استفاده از سرنخهای بهدستآمده، مخفیگاه او را در اسلامشهر شناسایی کرد و کمتر از ۶ ساعت پس از اعلام سرقت، وی را دستگیر کرد.
متهم پس از دستگیری به سرقت اعتراف کرد و تحقیقات درباره جزئیات پرونده و اموال سرقتی ادامه یافت.
این پرونده بار دیگر نشان میدهد اعتماد به نیروهای خدماتی و نگهداری از اماکن خصوصی بدون بررسی دقیق سوابق افراد میتواند زمینهساز وقوع سرقتهای سنگین شود؛ موضوعی که در پروندههای مشابه، همواره مورد تأکید پلیس قرار گرفته است.
- منبع خبر : ضربان























Sunday, 8 November , 2026