به گزارش ضربان روز، مرد نمایشگاه‌داری که یک‌سال‌ونیم قبل در جریان اختلاف بر سر معامله یک دستگاه خودروی کوئیک با خریدار آن درگیر شده بود، پس از مرگ خریدار و طرح شکایت خانواده او، بار دیگر به اتهام قتل عمد بازداشت شد. متهم در حالی این اتهام را رد می‌کند که یکی از شاهدان مدعی شده است او پس از درگیری، عمداً با خودرو به مقتول برخورد کرده و از محل گریخته است.

به گزارش ضربان روز، مرد نمایشگاه‌داری که یک‌سال‌ونیم قبل در جریان اختلاف بر سر معامله یک دستگاه خودروی کوئیک با خریدار آن درگیر شده بود، پس از مرگ خریدار و طرح شکایت خانواده او، بار دیگر به اتهام قتل عمد بازداشت شد. متهم در حالی این اتهام را رد می‌کند که یکی از شاهدان مدعی شده است او پس از درگیری، عمداً با خودرو به مقتول برخورد کرده و از محل گریخته است.

رسیدگی به این پرونده چند روز قبل با مراجعه مرد جوانی به اداره پلیس تهران و شکایت از نمایشگاه‌داری به نام بهرام وارد مرحله تازه‌ای شد. شاکی در اظهارات خود گفت پدرش، حمید، اوایل سال گذشته یک دستگاه خودروی کوئیک را از یکی از دوستانش خریده بود، اما پس از مدتی مشخص شد فروشنده خودرو را از بهرام خریداری کرده و بر سر مسائل مالی با او اختلاف دارد.

به گفته شاکی، از آنجا که سند خودرو هنوز به نام پدرش منتقل نشده و تعویض پلاک نیز انجام نگرفته بود، بهرام اصرار داشت خودرو را پس بگیرد. همین موضوع به اختلاف و درگیری میان آنها منجر شده بود؛ اختلافی که سرانجام در روز هفتم اردیبهشت به حادثه‌ای مرگبار انجامید.

درگیری بر سر خودرو در عبدل‌آباد

شاکی درباره روز حادثه گفت او و پدرش در محل کارشان در حوالی عبدل‌آباد بودند که متوجه حضور بهرام در کنار خودروی کوئیک شدند. آنها تصور کردند متهم قصد دارد خودرو را با استفاده از کلید یدک با خود ببرد. به همین دلیل همراه چند نفر از دوستانشان به سمت خودرو رفتند و میان حمید و بهرام مشاجره‌ای شکل گرفت.

در ادامه، شاکی سوار خودروی کوئیک شد و محل را ترک کرد، اما چند ساعت بعد به او خبر دادند پدرش تصادف کرده و به بیمارستان انتقال یافته است. وقتی خودش را به بیمارستان رساند، حمید در وضعیت بی‌هوشی قرار داشت و قادر به توضیح درباره آنچه اتفاق افتاده بود، نبود. بررسی‌های اولیه نشان می‌داد او با خودروی متعلق به بهرام برخورد کرده است.

ادعای تازه شاهد؛ تصادف یا برخورد عمدی؟

به گفته شاکی، بهرام پس از حادثه به اتهام تصادف بازداشت شد، اما چند روز بعد با سپردن وثیقه آزاد شد. در آن زمان خانواده حمید تصور می‌کردند حادثه بر اثر یک تصادف ناخواسته رخ داده است؛ با این حال، پس از مرگ او بر اثر شدت جراحات، پرونده همچنان با موضوع تصادف در حال رسیدگی بود.

ماجرا زمانی وارد مرحله تازه‌ای شد که مردی مدعی شد شاهد لحظه برخورد خودرو با حمید بوده است. این فرد به خانواده مقتول مراجعه کرد و گفت راننده پس از درگیری با حمید، در کوچه‌ای در همان حوالی عمداً با خودرو به او برخورد کرده و سپس بدون توقف برای کمک، از محل گریخته است.

با مطرح شدن این ادعا، پسر مقتول احتمال عمدی بودن حادثه را مطرح کرد و با شکایت از بهرام به اتهام قتل عمد، خواستار بررسی دوباره پرونده شد.

بازداشت دوباره نمایشگاه‌دار

پس از ثبت شکایت، پرونده به دستور بازپرس جنایی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. کارآگاهان در جریان تحقیقات، اختلاف قبلی میان حمید و بهرام بر سر معامله خودروی کوئیک و جزئیات حادثه روز هفتم اردیبهشت را بررسی کردند.

با توجه به شکایت خانواده مقتول و ادعای مطرح‌شده از سوی شاهد، بهرام بار دیگر بازداشت و برای انجام تحقیقات به اداره پلیس منتقل شد.

متهم در بازجویی‌ها اصل اختلاف با حمید را تأیید کرد، اما اتهام قتل عمد را نپذیرفت. او مدعی شد قصد کشتن مقتول را نداشته و برخورد خودرو با او در جریان تعقیب فردی رخ داده که خودروی کوئیک را با خود برده بود.

روایت متهم از لحظات حادثه

بهرام که صاحب یک نمایشگاه خودرو است، در تحقیقات گفت چند سالی است همراه برادرش در زمینه خرید و فروش خودرو فعالیت می‌کند و سابقه کیفری ندارد. او درباره اختلاف با مقتول مدعی شد خودروی کوئیک را به حمید فروخته، اما خریدار برخلاف وعده‌هایش پول خودرو را پرداخت نکرده و حاضر به بازگرداندن آن نیز نبوده است.

متهم گفت به اعتبار معرفی یکی از دوستانش به حمید اعتماد کرده و خودرو را پیش از دریافت کامل پول تحویل داده بود، اما وقتی از پرداخت نشدن وجه معامله ناامید شد، تصمیم گرفت خودرو را پس بگیرد.

او درباره روز حادثه ادعا کرد پس از مشاهده خودروی کوئیک در حوالی محل کار حمید، کنار آن توقف کرده و مشغول بررسی خودرو بوده است که ناگهان حمید به همراه چند نفر دیگر به سمتش آمده‌اند و او را مورد ضرب‌وشتم قرار داده‌اند.

به گفته متهم، در ادامه یکی از افراد سوار خودروی کوئیک شده و از محل فرار کرده است. بهرام مدعی است برای تعقیب فردی که خودرو را برده بود، سوار خودروی خود شده و در جریان این تعقیب، حمید روی کاپوت ماشین او افتاده است. او می‌گوید با وجود حرکت خودرو، حمید پس از طی مسافتی از روی کاپوت به زمین سقوط کرده و خودش نیز به تعقیب ادامه داده است.

متهم در پاسخ به این پرسش که چرا پس از سقوط حمید توقف نکرده و برای کمک به او اقدام نکرده است، مدعی شد در آن لحظه تمام تمرکزش بر پس گرفتن خودروی کوئیک بوده و متوجه وضعیت مقتول نشده است.

تحقیقات برای رمزگشایی از مرگ حمید

بهرام همچنین مدعی شد پیش از حادثه با پلیس تماس گرفته و از مأموران خواسته است برای رسیدگی به اختلاف به محل مراجعه کنند، اما پیش از حضور آنها درگیری رخ داده است. او گفت پس از بازداشت اولیه تصور نمی‌کرد حمید بر اثر جراحات جان خود را از دست بدهد و بعد از آزادی با وثیقه، همراه خانواده‌اش زندگی می‌کرده است.

متهم در پایان اظهاراتش گفت چند بار برای جلب رضایت خانواده حمید به سراغ آنها رفته، اما موفق نشده است. او با ابراز پشیمانی از تعقیب خودرو گفت: «کاش آن روز بی‌خیال خودروی کوئیک می‌شدم و به دنبال آن نمی‌رفتم.»

اکنون کارآگاهان پلیس آگاهی در حال بررسی اظهارات متهم، شکایت خانواده مقتول و ادعای شاهد پرونده هستند. تعیین چگونگی وقوع برخورد، بررسی نحوه حرکت خودرو و روشن شدن اینکه حادثه ناشی از یک تعقیب پرخطر بوده یا برخوردی عمدی، از محورهای مهم تحقیقات قضایی است و سرنوشت اتهام قتل عمد نیز به نتایج بررسی‌های تخصصی و قضایی بستگی دارد.

هشدار ضربان روز: اختلافات مالی و معاملاتی، حتی در صورت تضییع حقوق یکی از طرفین، مجوز درگیری، تعقیب و اقدام خودسرانه نیست. پیگیری قانونی اختلافات و پرهیز از رفتارهای هیجانی می‌تواند مانع تبدیل یک معامله پرتنش به حادثه‌ای جبران‌ناپذیر شود.