۱۷ محكوم به قصاص كه در پرونده‌هاي جداگانه مرتكب قتل شده و سال‌ها در انتظار اجراي حكم به سر مي‌بردند، با تلاش تيم صلح و سازش دادسراي امور جنايي تهران و گذشت اولياي دم، فرصت بازگشت به زندگي پيدا كردند. چهار نفر از اين محكومان در مراسم «پويش بخشايش» آزاد شدند و ۱۳ نفر ديگر نيز پس از طي مراحل قانوني، در روزهاي آينده طعم آزادي را خواهند چشيد.

۱۷ محکوم به قصاص که در پرونده‌های جداگانه مرتکب قتل شده و سال‌ها در انتظار اجرای حکم به سر می‌بردند، با تلاش تیم صلح و سازش دادسرای امور جنایی تهران و گذشت اولیای دم، فرصت بازگشت به زندگی پیدا کردند. چهار نفر از این محکومان در مراسم «پویش بخشایش» آزاد شدند و ۱۳ نفر دیگر نیز پس از طی مراحل قانونی، در روزهای آینده طعم آزادی را خواهند چشید.

‌آرزوی کربلا بعد از ۲۵ سال‌

یکی از مردانی که حالا در آستانه آزادی قرار گرفته، بیش از ۲۵ سال از زندگی خود را پشت میله‌های زندان گذرانده است. او از پرونده قتلی می‌گوید که ۲۵ سال قبل در جریان سرقت از یک صراف رخ داد و به مرگ صاحب صرافی انجامید و حالا در آستانه ۵۰ سالگی، بزرگ‌ترین آرزویش ساده است: راه افتادن به سمت کربلا. می‌گوید سال‌ها هر هفته با ترس از قرار گرفتن نامش در فهرست اجرای حکم زندگی کرده و حالا که قرار است پس از ۲۵ سال آزاد شود، می‌خواهد به محض باز شدن در زندان، راهی کربلا شود، سفری که سال‌ها آرزویش را داشته است.

‌سفر به مشهد ‌

محکوم دیگری که چهار سال از زندگی‌اش را در زندان گذرانده، می‌گوید حادثه‌ای که منجر به گرفتاری او شد در جریان یک نزاع و برای حمایت از یکی از دوستانش رخ داد. او می‌گوید پس از صدور حکم قصاص، شب‌هایش با کابوس گذشت و حتی یک بار تا پای چوبه دار رفت و دوباره به زندگی بازگشت. در زندان به قرآن پناه برد، بارها آن را ختم کرد و بخش‌هایی از آن را حفظ کرد. خودش می‌گوید باور دارد حفظ قرآن و توبه، او را نجات داده است. اما شاید مهم‌ترین بخش روایت او، تصمیم خانواده مقتول باشد؛ اولیای دم بدون دریافت پول رضایت دادند و تنها از او خواستند مسیر زندگی‌اش را تغییر دهد، مدتی از تهران دور باشد و دیگر به سمت خلاف نرود. حالا این مرد می‌گوید نخستین مقصدش پس از آزادی، مشهد است، جایی که می‌خواهد همراه دوقلوهایش برود، فرزندانی که سال‌ها چشم‌انتظار بازگشت پدرشان بوده‌اند.

‌کمک به کنترل خشم ‌

در میان آزادشدگان، مردی هم هست که پیش از وقوع جنایت، مربی بوکس بود و هفت سال در انتظار قصاص ماند. او از یک درگیری خیابانی می‌گوید، مشاجره‌ای که در چند لحظه به خشونت کشیده شد و ضربه‌ای که در اوج خشم وارد کرد، جان یک انسان را گرفت. حالا نگاهش به زندگی تغییر کرده‌است. می‌گوید اگر آزاد شود، می‌خواهد به افرادی کمک کند که مانند خودش در یک لحظه خشم مرتکب جنایت شده‌اند تا شاید برای آنان نیز فرصتی برای جبران فراهم شود.

‌کنار خانواده ‌

مرد دیگری که پس از ۲۱ سال از انتظار قصاص رها شده، هنگام وقوع حادثه دختری سه‌ماهه داشت. درگیری با یکی از همسایگان، در نهایت به قتل انجامید. او و برادرش ابتدا هر دو در این پرونده به قصاص محکوم شدند. برادرش بعدها با اعاده دادرسی، از قصاص رهایی یافت، اما او سال‌ها همچنان زیر حکم قصاص ماند. در تمام این سال‌ها، دخترش بزرگ شد، از نوزادی که پدر هنگام ورود به زندان در آغوش داشت، به دختری ۲۱ ساله و دانشجوی رشته مامایی رسید، بی‌آنکه پدر بتواند سال‌های کودکی و نوجوانی او را از نزدیک ببیند. حالا پس از ۲۱ سال، خانواده مقتول رضایت داده‌اند و این مرد می‌گوید بزرگ‌ترین آرزویش این است که باقی عمر را در کنار همسر و دخترش زندگی کند و نبودن‌های سال‌های گذشته را جبران کند.

  • منبع خبر : ضربان روز