پسری که بعد از برداشت بدون اجازه از حساب صاحبکارش او را کشته و جسدش را با کمک دوستش دفن کرده بود، در دادگاه از خود دفاع کرد.
با کشف این سرنخ مهران دستگیر شد و در تحقیقات اولیه منکر اطلاع از سرنوشت صاحبکارش شد و گفت: من و صابر اختلاف مالی داشتیم و به همین خاطر در غرب تهران قرار گذاشتیم تا این مشکل را حل کنیم. بعد از صحبت و حل مشکل از هم جدا شدیم و دیگر او را ندیدم. ماموران که متوجه تناقضگویی متهم شده بودند به تحقیقات از او ادامه دادند تا اینکه لب به اعتراف باز کرد و گفت: شب حادثه همراه دوستم سعید به محل قرار با صابر رفتیم و با او درگیر شدیم و من با چاقو او را زدم و جسدش را در بیابانهای اطراف تهران دفن کردیم. پس از این اعترافات، سعید هم دستگیر شد و با راهنمایی آنها جسد مقتول کشف و به پزشکی قانونی منتقل شد. براساس گزارش پزشکی قانونی، صابر با ۱۸ضربه چاقو به قتل رسیده. تحقیقات درباره این قتل در دادسرا تکمیل و پرونده برای محاکمه به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. براساس کیفرخواست، مهران متهم به مباشرت در قتل و سعید هم متهم به معاونت در قتل شده بود.
در جلسه دادگاه اولیای دم درخواست اشد مجازات را مطرح کردند. سپس مهران در جایگاه ایستاد و گفت: کارت بانکی صابر دست من بود و بدون اجازه او ۱۰۰میلیون تومان از حسابش برداشت کردم. وقتی متوجه ماجرا شد، با من تماس گرفت و در حوالی اتوبان همت قرار گذاشتیم تا کارت را به او بدهم و عذرخواهی کنم. سعید هم همراه من به محل قرار آمد. صاحبکارم از این کار عصبانی بود و به من توهین کرد. سعی کردم او را آرام کنم اما نتوانستم. در یک لحظه کنترل رفتارم را از دست دادم و با چاقو دو ضربه به پهلویش زدم. خیلی ترسیده بودیم و میخواستیم او را به بیمارستان ببریم اما وسط راه پشیمان شدیم. متهم به قتل ادامه داد: سعید میگفت او بیهوش شده است. همین طوری رفتیم تا به بیابانی رسیدیم. آنجا سعید چالهای کند و صابر را تا گردن در چاله فرو کرد و رویش خاک ریخت. من رفتم کمک کنم که متوجه صدای ضعیفی از صاحبکارم شدم. با چاقو یک ضربه دیگر به گردنش زدم و کل بدنش را خاک کردیم.
رئیس دادگاه پرسید: براساس گزارش پزشکی قانونی ۱۸ضربه چاقو به مقتول وارد شده. ضربات دیگر را چه کسی زد، که متهم در پاسخ گفت: من فقط سه ضربه زدم. شاید دوستم وقتی در حال دفن او بوده، زده باشد. سپس سعید در جایگاه ایستاد و با رد اتهامش گفت: من در قتل نقشی نداشتم. مهران چاقوی قصابی همراه داشت و با آن به صاحبکارش ضربه زد. من فقط با قفل فرمان شکستهای چالهای حفر کردم. من ضربهای به صابر نزدم. پس از دفاعیات متهمان و وکلایشان قضات برای تصمیمگیری درباره پرونده وارد شور شدند.
- منبع خبر : ضربان روز























Sunday, 8 November , 2026